الملا فتح الله الكاشاني

361

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بدل آنست يعنى گمانى كه مختص است بملت جاهليت و اهل آن يعنى هم چنان كه گمان اهل شرك بود كه مهم محمد ( ص ) با تمام نخواهد رسيد و وعيد و وعدى كه ميدهد غير واقع است گمان اين طبقه نيز چنينست * ( يَقُولُونَ ) * بدل * ( يَظُنُّونَ ) * است يعنى ميگفتند در حين انفرام و مغلوبيت اهل اسلام * ( هَلْ لَنا ) * آيا باشد ما را * ( مِنَ الأَمْرِ ) * از كار ظفر و نصرت * ( مِنْ شَيْءٍ ) * هيچ چيز يعنى آيا اين انقهار و انقلاب از ما زايل شود و از امر نصرت ما را نصيبى باشد هل براى انكار است يعني نيست ما را از نصرت بهرهء و طمعى كه در باب غلبه و نصرت خود داشتيم و اگر ميدانستيم كه نصرت خواهيم يافت به اختيار خود از مدينه بيرون مىآمديم نه اجبار قولى آنست كه ابن ابى را گفتند كه ( قتل بنو الخزرج ) در جواب گفت كه * ( هَلْ لَنا مِنَ الأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ ) * يعنى اين هنگام ما را در كار بنى خزرج و تدبير امر ايشان هيچ اختيارى نيست و اگر از مدينه بيرون نميآمدند مقتول و مجروح نميشدند * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) به ايشان كه * ( إِنَّ الأَمْرَ كُلَّه ) * بدرستى كه همهء كارها از غنيمت و هزيمت * ( بِاللَّه ) * مر خداى راست و بفرمان اوست ( يعقل ما يشاء و يحكم ما يريد ) و تعجيل و تاجيل نصرت بر وفق مصلحت و حكمت اوست و يا غلبهء حقيقة مر خداى راست و اولياء او فَإِنَّ حِزْبَ اللَّه هُمُ الْغالِبُونَ و بر هر تقدير اين جملهء معترضه است ميان قول مذكور و قوله * ( يُخْفُونَ ) * حال است از ضمير * ( يَقُولُونَ ) * يعنى ميگويند قول مذكور را در حالتى كه پنهان ميدارند اين منافقان * ( فِي أَنْفُسِهِمْ ) * در نفسهاى خودشان از شكوك و شبهات و انكار و تكذيب * ( ما لا يُبْدُونَ لَكَ ) * آن چه آشكارا نميتوانند كرد مر ترا به جهت خوف شمشير مسلمانان و يا بيم رفع حجاب و كشف غطا از افعال قبيحه و نيات فاسدهء ايشان زبدهء معنى آنكه ايشان در گفتار مذكور مظهر رشد و نصرتند و مبطن انكار و تكذيب * ( يَقُولُونَ ) * بدل يخفون است و يا استيناف براى بيان آن يعنى مىگويند منافقان در نفسهاى خود يا در خلوت با يكديگر * ( لَوْ كانَ لَنا ) * اگر بودى ما را * ( مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ ) * از كار خود چيزى يعنى بهرهء و نصيبى از فتح و نصرت هم چنان كه محمد ( ص ) ما را به آن وعده داده و يا گفته كه ( ان الامر كله للَّه و لاوليائه ) يا اگر دين ما بر حق بودى * ( ما قُتِلْنا هاهُنا ) * كشته نميشديم اينجا يعنى مغلوب نميگشتيم و اصحاب ما مقتول نميگشتند و هزيمت بما راه نمييافت * ( قُلْ لَوْ كُنْتُمْ ) * بگوى اى محمد ( ص ) اگر ميبوديد اى منافقان * ( فِي بُيُوتِكُمْ ) * در خانهاى خود و نميخواستيد كه با ما بيرون